الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٨ - امورى كه باعث فرق بين اسم فاعل و صفت مشبهه مىباشند
الف و لام بر سر « الدّماء » ، زائده است نه الف و لام تعريف.
ابن مالك مىگويد:
كلمه « الدّماء » مفعول است زيرا « تهراق » در اصل « تهريق » بوده سپس كسره « راء » را بفتحه قلب كرده و بدنبالش « ياء » به الف مبدّل گرديد نظير « جاراة » و « ناصاة » و « باقاة » كه در اصل « جاريه » و « ناصيه » و « باقيه » بودهاند.
مصنّف گويد:
اين كلام مردود است زيرا شرط قلب « ياء » به « الف » آنستكه « ياء » متحرّك باشد چنانچه در سه مثال « جاريه » و « ناصيه » و « باقيه » امر چنين است ولى در « تهريق » ياء ساكن بوده لذا نمىتوان آنرا اصل « تهراق » دانست.
شرح
قوله: انّه لا يخالف فعله: ضمير در « انّه » و « فعله » به اسم فاعل راجع است.
قوله: و هى تخالفه: ضمير « هى » به صفت مشبهه و ضمير منصوبى در « تخالفه » به اسم فاعل بر مىگردد.
قوله: فانّها تنصب: ضمائر مؤنّث به صفت مشبهه بر مىگردد.
قوله: مع قصور فعلها: يعنى با اينكه فعلش لازم مىباشد.
قوله: خلافا لبعضهم: يعنى خلافا لبعض الادباء لانّه جوّز وقوع المنصوب بعد الفعل القاصر.
قوله: لانّ شرط ذلك: يعنى شرط قلب.
متن:
السّابع
انّه يجوز حذفه و بقاء معموله، و لهذا أجازوا « انا زيدا ضاربه» و « هذا ضارب زيد و عمرا» بخفض زيد و نصب عمرو باضمار فعل او وصف منون، و امّا العطف على