الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦١ - شرائط عطف بر محل
مجرور يعنى « شواء » مجاور گرديده است.
شرح
قوله: لالتحاقه بالفعل: ضمير در « التحاقه » به وصف راجع است.
قوله: و اجازه البغداديّون: ضمير منصوبى در « اجازه » به جرّ معطوف راجع است.
متن:
و الثّالث
وجود المحرز، اى الطّالب لذلك المحلّ، و ابتنى على هذا امتناع مسائل:
احداها: « أنّ زيدا و عمرو قائمان» و ذلك لانّ الطّالب لرفع زيد هو الابتداء و الابتداء هو التّجرّد، و التّجرّد، قد زال بدخول انّ.
ترجمه:
شرط سوّم
شرط سوّم براى جواز عطف برمحلّ وجود محرز در كلام است يعنى براى محلّ طالبى بوده و لحاظ آن بدون مقتضى نباشد و بر اين شرط امتناع و عدم جواز چند مسئله مترتّب و متفرّع مىگردد.
مسئله اوّل
الكلام الغني،شرح فارسى بر باب رابع مغنى ؛ ص١٦١
ال: انّ زيد و عمرو قائمان (محقّقا زيد و عمرو ايستادهاند).
در اين عبارت « عمرو » مرفوع است تا بر محلّ زيد كه بنابر ابتدائيّت مرفوع است عطف شده باشد ولى طبق آنچه گذشت گفتن چنين عبارتى ممتنع است و وجه امتناع آن اينستكه:
براى رفع زيد محرز و طالبى وجود ندارد چه آنكه طالب براى رفع ابتدائيّت زيد است و معناى ابتدائيّت تجرّد از عوامل لفظيّه بوده كه آن بواسطه دخول « انّ » زائل گرديده لذا پس از دخول اينكلمه ديگر جائى براى لحاظ