الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١ - ملاك و مناط امتياز اسم از خبر
ولى همانطورى كه گفتيم قاعده مزبور در باب مبتداء بوده و در باب نواسخ جارى نمىباشد زيرا ضمير مىبايد بعامل يعنى « ناسخ » متّصل گردد در نتيجه ممكن نيست حرف تنبيه بر ضمير داخل گردد.
علاوه بر اين در باب مبتداء نيز بندرت هذا انا نيز شنيده شده يعنى اسم اشاره را مبتداء و ضمير را خبر قرار دادهاند.
سپس مصنّف مىگويد:
مخفى نماند علماء « انّ » و « ان » را كه در تأويل مصدر معرفه مىباشند در حكم ضمير قرار داده و گفتهاند همانطوريكه ضمير را بايد اسم ناسخ و كلمه ديگر را خبرش قرار داد مصدر معرفه مؤوّل نيز همينطور مىباشد و وجه آن اينستكه مصدر مزبور همچون ضمير قابل توصيف نيست فلذا قرّاء سبعه آيه شريفه «ماكان حجّتهم الّا ان قالوا» را به نصف « حجّتهم » قرائت كرده تا خبر كان بوده و اسمش « ان قالوا» كه در تأويل « قولهم » است باشد.
و آيه «فماكان جواب قومه الّا ان قالوا» بنصب « جواب » خوانده و بدين ترتيب آنرا خبر « كان » و « ان قالوا» را اسمش فرض كردهاند.
و بايد توجّه داشت كه رفع « حجّتهم » و « جواب » ضعيف بوده همانطوريكه بواسطه ضمير خبر دادن از كلمهاى كه از حيث تعريف مادون آن است ضعيف مىباشد.
شرح
قوله: فانّه يتعيّن للاسميّة: ضمير در « فانّه » به نحو هذا راجع است.
قوله: المتعصل به: ضمير در « به » به نحو « هذا » عود مىكند.
قوله: ان تجعله المبتداء: ضمير منصوبى در « تجعله » به ضمير عود مىكند.
قوله: و تدخل التّنبيه عليه: ضمير در « عليه » به ضمير عود مىكند.
قوله: و لا يتأتى ذلك: كلمه « لا يتأتى» يعنى و لا يجرى و مشار اليه « ذلك »