الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١ - فروع ادبى
٣- در مثال: زيد في رزق عمرو عشرون دينارا (در رزق عمر بيست دينار افزوده شده).
فقط رفع عشرون جايز است تا نائب فاعل براى « زيد » باشد ولى اگر « عمرا » را مقدّم كرده و بگوئى: عمرو زيد فى رزقه عشرون.
هم رفع « عشرون » جايز بوده و هم نصبش و بنابر رفع فعل يعنى « زيد » از ضمير خالى بوده لاجرم چه عمرو بصيغه مفرد و چه تثنيه و چه جمع بيايد مطلقا فعل را مفرد بايد آورد و جار و مجرور يعنى « فى رزقه» را بخاطر ضميرى كه داشته و بر مبتداء يعنى « عمرو » رجوع مىكند مىبايد ذكر نمود.
و بنابر نصب فعل مشتمل بر ضميرى است كه به « عمرو » راجع مىباشد لاجرم در حال تثنيه و يا جمع بودن عمرو ضمير در فعل بارز شده در نتيجه فعل از حيث افراد و تثنيه و جمع با عمرو بايد موافق و مطابق باشد و در اينفرض البتّه ذكر جار و مجرور واجب نيست.
شرح
قوله: فروع: همانطورى كه بيان نموديم مصنّف در اينجا سه فرع ذكر مىكند:
١- مسئله سفر.
٢- مسئله خروج.
٣- مسئله « زيد فى رزق عمرو».
قوله: و تقول ما دعا زيدا الى الخروج: كلمه « ما » استفهاميّه مىباشد و « دعا » فعل ماضى و « زيدا » مفعول آن بوده و فاعلش ضمير مستتر در آن است كه به « ما » عود مىكند و « ما » مبتداء و جمله بعدش خبر آن است.
قوله: و ما كره زيد من الخروج: كلمه « ما » استفهاميّه است و « زيد » فاعل است براى « كره » و « من الخروج» بيان است از « ما » .