الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٢ - امور فارق بين حال و تمييز و مشتركات بين آندو
بيت اللّه را زيارت كرده در حاليكه پياده و پاى برهنه باشم.
شاهد در « رجلان » و « حافيا » است كه هردو حال مىباشند.
بخلاف تمييز چه آنكه هيچگاه در كلام بيش از يك تمييز نمىآيد و بخاطر همين نكته است كه كلام برخى از ادباء در ذيل قول شاطبى كه مىگويد:
|
بدئت ببسم اللّه فى النّظم اوّلا |
تباركت رحمانا رحيما و موئلا |
در آغاز نظم و شعر به كلمه « بسم اللّه ابتداء نمودم زيرا اى خداوند با بركت هستى از حيث رحمان و رحيم و پناه بودن.
گفتهاند: « رحمانا » و « رحيما » هردو تمييز هستند، خطاء و اشتباه است بلكه رأى صواب آنستكه « رحمان » نصبش بواسطه اضمار « اخصّ » يا « امدح » بوده و « رحيما » حال است از آن به نعت و صفت چه آنكه در اينجا حقّ با اعلم و ابن مالك بوده كه گفتهاند « رحمن » صفت نبوده بلكه علم مىباشند.
و بواسطه همين كلام نيز مىتوان تمييز بودن « رحمانا » را باطل دانست زيرا تمييز بايد نكره باشد و حال آنكه كلمه مزبور علم است.
چنانچه قول برخى ديگر كه آنرا حال قرار دادهاند نيز باطل مىگردد زيرا حال نيز همچون تمييز مىبايد نكره باشد.
سؤال
ممكنست در مقام اشكال و انتقاد گفته شود:
چگونه بگوئيم « رحمان » صفت نيست بلكه علم است در حاليكه كلام زمخشرى و ابن حاجب دلات دارد كه اينكلمه صفت مىباشد زيرا زمخشرى گفته است:
وقتى بگوئى: اللّه رحمن.
آيا « رحمن » را منصرف استعمال كرده يا غير منصرفش مىدانى.
و ابن حاجب گفته: