الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩٢ - مسئله اول بيان شروط ضمير فصل
بدانند چنانچه مثالش را ذكر نموديم (يعنى خير و اقلّ) ولى جرجانى در اين امر بمخالفت برخاسته لذا مضارع را باسم ملحق كرده و گفته است بعد از ضمير فصل فعل مضارع نيز واقع مىشود و در تعليل اين گفتار، گفته است چون فعل مضارع باسم شباهت دارد و آيه: انّه هو يبدئ و يعيد ( او است كه ايجاد نموده و دوباره مىميراند) را از همين باب قرار داده چه آنكه بعد از ضمير « هو » فعل مضارع يعنى « يبدء » قرار گرفته است ولى اين ضمير بعقيده غير جرجانى يا تأكيد براى ضمير در « انّه » است و يا مبتداء بوده و « يبدئ » خبرش مىباشد.
ابو البقاء نيز از جرجانى تبعيّت كرده و اجازه داده است كه در آيه و مكر اولئك هو يبور ( و مكر و حيله ايشان نابود است) ضمير « هو » ضمير فصل بوده با اينكه بعدش فعل مضارع يعنى « يبور » قرار گرفته است.
و ابن خبّاز نيز از جرجانى متابعت نموده و در شرح ايضاح گفته است:
امتناع دخول الف و لام بر كلمه بعد از ضمير فصل در آن فرقى نيست بين اينكه امتناع عارضى بوده مانند كلمه افعل تفضيل كه با « من » استعمال شود و نظير مضاف بكلمه ديگر همچون « مثلك » و « غلام زيد» يا ذاتى باشد مانند فعل مضارع.
پس وى نيز با اين عبارت تجويز كرده است كه فعل مضارع بعد از ضمير فصل قرار گيرد.
شرح
قوله: و يشترط فيما بعده: ضمير در « بعده » به ضمير فصل و عماد برمىگردد.
قوله: كونه خبرا لمبتداء: ضمير در « كونه » به ما بعد ضمير فصل عود مىكند.
قوله: و كونه معرفه او كالمعرفه: ضمير در « كونه » به ما بعد ضمير فصل برمىگردد.