الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٥ - امورى كه باعث فرق بين اسم فاعل و صفت مشبهه مىباشند
كه گفتيم اينكلمه بر « صفيف » عطف شده.
ولى برخى از ادباء گفتهاند:
اين عبارت در اصل « او طابخ قدير» بوده سپس مضاف يعنى « طابخ » حذف شده و مضاف اليه بحالت مجرورى باقى مانده است و بدين ترتيب بيت از محلّ استشهاد خارج مىگردد چنانچه در آيه شريفه: و اللّه يريد الآخرة ( خداوند آخرت را قصد دارد).
كلمه « الآخرة » مجرور است و در « اصل « بقاء الآخرة» بوده كه مضاف يعنى « بقاء » حذف گرديد و مضاف اليه بحالت مجرورى باقى ماند.
يا مىتوان « قدير » را بر « صفيف » معطوف دانست ولى جرّش يا بخاطر همجوار بودنش با كلمه « مجرور » كه « شواء » باشد بوده و يا بواسطه اين توهّم است كه « صفيف » چون مضاف اليه « منضج » قرار گرفته مجرور مىباشد چنانچه همين توهّم در قول زهير بن ابى سلمى شده:
|
بدالى انّى لست مدارك ما مضى |
و لا سابقا شيئا اذا كان جائيا |
يعنى: براى من معلوم گرديد كه آنچه گذشته است را درك نخواهم نمود چنانچه نتوانم برچيزى كه در آينه خواهد آمد سبقت بگيرم.
شاهد در « سابقا » است كه در قرائت جرّ، جرّش از باب عطف على التّوهّم مىباشد يعنى شاعر آنرا مجرور خوانده بتوهّم آنكه معطوف اليهش يعنى « مدرك » مجرور به « باء » مىباشد.
شرح
قوله: انّه يجوز اتّباع مجروره: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » بوده و ضمير در « مجروره » به اسم فاعل بر مىگردد.
قوله: و يحتمل ان يكون منه: ضمير در « منه » به اتّباع مجروره على المحلّ راجع است.