الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٦٢ - امتياز تضمين از ديگر انحاء تعديه
در اصل «أعجلتمعن امر ربّكم» بوده سپس « عن » را از اوّلش اسقاط نمودهاند.
و همچنين مانند:
و اقعدوا لهم كلّ مرصد ( و از هر طرف در كمين آنها باشيد).
در اصل واقعدوا لهم على كلّ مرصد بوده است.
زجّاج گفته است:
كلمه « كلّ » در آيه شريفه ظرف است زيرا به ظرف يعنى « مرصد » اضافه شده است.
ابو على فارسى در ردّ آن گفته است:
اينكلام مردود است زيرا ظرف مختصّ است بمكانى كه در آنجا رصد مىشود پس كلّ مرصد مبهم نيست تا از باب ظرفيّت منصوب باشد.
ساعدة بن جرية الهذلى مىگويد:
|
لدن يهزّ الكف يعسل متنه |
فيه كما عسل الطّريق الثّعلب |
در هنگام تكان دادن دست آن نيزه مضطرب شده و تكان مىخورد مانند مضطرب شدن روباه در راه و دويدنش از آن.
شاهد در « عسل الطّريق» است كه عسل فى الطّريق بوده.
ابن طراوه گفته است نصب « الطريق » از باب اينست كه ظرف مىباشد يعنى مفعول فيه است نه آنكه بعد از اسقاط حرف جارّ منصوب گرديده.
بايد بگوئيم اين مقاله باطل و مردود است زيرا ظرف بايد مبهم باشد و « الطّريق » چنين نيست.
و اينكه ابن طراوه گفته است:
طريق اسم است براى هر چيزى كه قبول استطراق و عبو بنمايد، بنابراين بملاحظه عدم تعيّن آن اسم مبهم مىباشد زيرا براى هر موضعى صلاحيّت براى اطلاق را دارد.