الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨ - تشخيص مبتداء از خبر
و در معرفى باضافه بعضى معتقدند كه رتبه آن در رتبه علم مىباشد چنانچه از مثاليكه مصنّف در متن آورده اين طور استفاده مىشود و گروهى آنرا در رتبه مضاف اليه قرار دادهاند.
قوله: ملطلقا چه در رتبه با هم متساوى بوده و چه مختلف، يكى مشتقّ و ديگرى جامد بوده يا غير آن باشند.
قوله: و ان تقدّم كلمه « ان » وصليّه است.
قوله: او كان هو المعلوم ضمير « هو » به مبتداء راجع است.
قوله: فان علمهما ضمير تثنيه به اسمين راجع است.
متن:
الثّانية
ان يكونا نكرتين صالحتين للابتداء بهما نحو: افضل منك افضل منّى.
ترجمه:
مسئله دوّم
مسئله دوّم آنجائى است كه هردو اسم نكره بوده و براى ابتداء بآنها شايستگى داشته باشند يعنى بتوانيم هركدام را مبتداء قرار دهيم مانند: افضل منك افضل منّى (برتر از تو برتر از من مىباشد).
شاهد در كلمه « افضل » است كه در صدر و ذيل كلام آمده و چون هركدام را مىتوان مبتداء قرار داد لاجرم لازم است بر طبق قاعده اوّلى را مبتداء ودوّمى را خبر فرض كنيم.
متن:
الثّالثة
أن يكونا مختلفين تعريفا و تنكيرا و الاوّل هو المعرفة ك « زيد قائم» و أمّا إن كان هو النّكره فإن لم يكن له ما يسوّغ الابتداء به فهو خبر اتّفاقا نحو: « خزّ ثوبك» و « ذهب خاتمك».
و ان كان له مسوّغ فكذلك عند الجمهور.