الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧ - تشخيص مبتداء از خبر
شرح:
قوله: يكثر دورها: كلمه « دور » يعنى جريان و ضمير مؤنّث مجرورى به احكام راجع است و مقصود آنست كه متعلّقات احكام كثير الدّوران مىباشند نه نفس احكام.
احكام مانند تعريف، تنكير و اعرفيّت و امثال اينها و متعلّقات همچون مبتداء، خبر، فاعل و امثال اينها.
قوله: و يقبح بالمعرب: كلمه « معرب » بضمّ ميم و كسر راء يعنى عالم بعلم اعراب كه همان نحوى باشد.
قوله: جهلها: ضمير مؤنّث به احكام راجع است.
قوله: و عدم معرفتها: يعنى عدم معرفة احكام.
قوله: على وجهها: يعنى آنطور كه شايسته است و ضمير مجرورى به احكام عود مىكند.
قوله: فمن ذلك: مشار اليه « ذلك » احكام كثير الدّوران مىباشد.
قوله: ما يعرف به المبتداء من الخبر: ضمير در « به » به ما راجع است.
قوله: احديها: يعنى احدى المسائل الثّلاث.
قوله: تساوت رتبتهما: حضرات براى معارف ششگانه مراتبى قائل هستند كه ذيلا ذكر مىشوند:
اعرف معارف ضمير متكلّم وحده و بعد از آن ضمير متكلّم مع الغير و پس از آن ضمير مخاطب و بعد از ان ضمير غائب و پس از ضمير علم و بعد از آن اسم اشاره و بعد از آن معرف بالف و لام و سپس موصول و بعد از آن معرف باضافه است.
برخى گفتهاند موصول و معرف بالف و لام در يك رتبه هستند بدليل آنكه موصول را صفت معرف بال قرار مىدهند مانند: الخنّاس الّذى يوسوس فى صدور النّاس.