الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٧ - بيان رابط در جملهاى كه خبر است
ترجمه:
تنبيه
گاهى در لفظ ضمير يافت شده ولى ربط حاصل نمىشود و آن در سه مسئله است:
مسئله اوّل
آنكه ضمير با غير واو عاطفه عطف شده باشد مانند: زيد قام عمرو فهو (زيد ايستاد عمرو پس زيد ايستاد) يا (زيد قام عمرو ثمّ هو).
كه در ايندو مثال ضمير « هو » با « فاء » و « ثمّ » عطف شده ولى رابط نمىباشد.
مسئله دوّم
در جائيكه بعد از عاطف عامل عود كرده باشد مانند: زيد قام عمرو و قام هو (زيد ايستاد عمرو و ايستاد زيد) كه در اين مثال نيز ضمير در كلام آمده ولى رابط نيست. ا
مسئله سوّم
آنكه ضمير بدل باشد مانند: حسن الجارية اعجبتنى هو (نيك بودن آن كنيز بتعجّب درآورد مرا).
شاهد در ضمير « هو » است كه بدل اشتمال مىباشد از ضميرى كه در « اعجبتنى » بوده و به « الجارية » عود مىكند زيرا در تقدير گويا ضمير « هو » از جمله ديگر مىباشد از اينرو بايد آنرا بدل قرار دهيم.
و بنابر قول كسانيكه عامل در بدل را همان عامل در مبدل منه قرار دادهاند قاعده و قياس مقتضى است كه مسئله سوّم صحيح بوده و در مورد ياد شده ضمير در كلام بوده ولى رابط نباشد.