الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٢ - امورى كه موجب جواز نكره آوردن مبتدا مىباشند
ترجمه:
سؤال
اگر در مقام سؤال و اشكال گفته شود:
شايد « واو » براى عطف بوده و در تقدير نيز صفتى مقدّر نباشد و نفس عطف مسوّغ محسوب شود.
جواب
نمىتوان صرف عطف را مسوّغ دانست بلكه آنچه بعنوان مسوّغ و مجوّز مىباشد عطف نكره است در حاليكه معطوف در بيت مذكور جمله بوده نه نكره.
سؤال ديگر
اگر گفته شود:
محتمل است « واو » اسم و ظرف را بر همانندشان عطف كرده باشد يعنى « شكوى » را بر « اصطبار » و « عند قاتلتى» را بر « عندى » در نتيجه عطف مزبور از قبيل عطف مفرد بر مفرد است نه جمله.
جواب
در اينفرض لازم مىآيد كه « واو » دو معمولى را كه عاملهايشان با هم مختلف است بيكديگر عطف كرده باشد زيرا « الاصطبار » معمول براى ابتدائيّت و ظرف معمول براى « استقرار » مىباشد و در محلّش مقرّر است كه اين عطف صحيح نيست.
سؤال ديگر
اگر گفته شود:
هركدام از دو ظرف يعنى « عند قاتلتى» و « عندى » را معمول براى « استقرار » قرار داده و سپس عطف را بين دو استقرار فرض كرده نه بين دو