الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٣ - امورى كه موجب جواز نكره آوردن مبتدا مىباشند
پس از مبتداء مضافى مقدّر بوده تا خبر دادن از آن بواسطه اسم زمان صحيح باشد مثلا بگوئيم: اشهر المطر شهر ثرى الخ.
شرح
قوله: و قولهم: شهر ثرى و شهر ترى الخ: ميدانى در مجمع الامثال طبع قديم ص (٣٢١) مىگويد:
مقصود اهل لسان شهور و سه ماه بهار است كه ماه اوّل زمين بواسطه باران تر شده سپس در ماه دوّم نبات بروى آن روئيده و سبز مىشود و پس از انقضاء اين ماه، در ماه بعدى چهارپايان روى زمين چرا نموده و آنها را مىخورند.
قوله: ان مضى عير الخ: ميدانى در مجمع الامثال اين ضرب المثل را « ان ذهب عير الخ» ضبط كرده.
مؤلّف گويد:
كلمه « عير » بفتح عين و سكون ياء خر اهلى و وحشى (گورخر) را گويند.
و لفظ « رباط » بكسر راء ريسمان و طنابى كه دواب را با آن مىبندند گويند.
طبق گفته ميدانى اين عبارت را به صيّاد زمانى گويند كه گورخرى از چنگالش فرار كرده تنها يك گورخر در دامش باقى مانده و بطور شيوع ضرب المثل شده و بكسى مىگويند كه شيئ از دستش رفته لذا باو مىگويند اگر آن شيئ از دستت رفته پس بآنچه حاضر است اكتفاء كن.
قوله: و فيهنّ نظر: ضمير در « فيهنّ » به سه مورد از مسوّغات مذكور راجع است.
قوله: و رجل رمى فيها الزّمان: كلمه « رمى » وقتى با « فى » استعمال مىشود بمعناى نفرين و اخبار از حادثه ناگوارى كه اتّفاق افتاده مىباشد.