الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٣ - مقاله زمخشرى
اشكال و سؤال
ممكنست در مقام سؤال و اشكال گفته شود:
قبلا گفته شد حذّاق و ماهرين در علم ادب مسئله سوّم و چهارم را منع كردهاند در حاليكه مىبينيم برخى از فصحاء و شعراء اشعار و ابياتى سرودهاند كه تكذيب اينمقاله را مىكند زيرا در آن عملا ايندو مسئله تجويز و امضاء شده چنانچه زياد عنبرى و بقولى رؤبة بن عجّاج مىگويد:
|
قد كنت دانيت بها حسّانا |
محافة الافلاس و اللّيانا |
يعنى: قرض مىدادم مالى را كه بدست آورده بودم به حسّان بجهت ترسيدن از بىچيز شدن و خائف بودن از سوء پرداخت غير حسّان.
شاهد در « اللّيان » است كه منصوب بوده تا عطف بر محلّ « الافلاس » باشد و اين بيت شاهد است براى جواز مسئله چهارم.
جواب از اشكال
مصنّف گويد:
و امّا قول شاعر و بيتى كه ذكر شد مىتوان از آن دو جواب داد:
١- ممكنست « اللّيان » مفعول معه باشد و بدين ترتيب هيچ ارتباطى با بحث ما ندارد.
٢- محتمل است آنرا بر « مخافة » معطوف دانست كه در اينفرض مضاف آن حذف شده و تقدير چنين است: « مخافة الافلاس و مخافة اللّيان.
و بايد توجّه داشت كه در فرض دوّم اگر مضاف را مقدّر نگيريم معنا صحيح نيست زيرا « اللّيان » فعل صادر از غير متكلّم است چه آنكه مقصود و مراد شاعر اينستكه:
به حسّان از اينرو قرض مىدهد كه از مفلس شدن و بد پرداختن غير حسّان خائف مىباشد.