الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٨ - جاهائى كه ضمير بر متأخر لفظى و رتبى عود مىكند
در عن حال ضعفى در تمثيلش به « هى النّفس» و « هى العرب» مىباشد زيرا ممكنست « النّفس » و « العرب » را بدل از ضمير قرار دهيم نه خبر و « تحمل » و « تقول » را خبر بدانيم.
مصنّف گويد:
در كلام ابن مالك نيز ضعف مىباشد چون در دو مثال مذكور امكان وجه سوّمى مىباشد كه وى متذكّرش نشده و آن اينست كه ضمير « هى » را ضمير قصّه قرار دهيم، با توجّه باين معنا مىگوئيم:
اگر مقصود زمشخرى اينستكه ممكنست دو مثال را بر آنچه گفته حمل كنيم نه آنكه متعيّن و واجب آن باشد البتّه ضعف در كلام ابن مالك فقط بوده و گفته زمخشرى بسيار بجا و صحيح است.
شرح
قوله: ان يكون مخبرا عنه: ضمير در « ان يكون» به ضمير راجع است.
قوله: فيفسّره خبره: ضمير منصوبى در « يفسّره » و ضمير مجرورى در « خبره » به ضمير عود مىكند.
قوله: ان هى الّا حيوة الدّنيا: آيه (٣٧) از سوره مؤمنون.
قوله: لانّ الخبر يدلّ عليها: ضمير در « عليها » به حيوة كه ضمير هى بجايش قرار داده شده راجع است.
قوله: قال: يعنى قال الزّمخشرى.
قوله: و منه هى النّفس الخ: ضمير در « منه » به موضع سوّم راجع است.
قوله: من جيّد كلامه: يعنى كلام زمخشرى.
قوله: فى تمثيله بهى الخ: ضمير مجرورى در « تمثيله » به زمخشرى برمىگردد.
قوله: لم يذكره: ضمير فاعلى به ابن مالك و ضمير مفعولى به وجه ثالث برمىگردد.