الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٠ - امور فارق بين حال و تمييز و مشتركات بين آندو
و همچنين مانند قول شاعر:
|
انّما الميّت من يعيش كئيبا |
كاسفا باله قليل الرّجاء |
يعنى: تنها مرده كسى است كه زندگانى نمايد در حاليكه محزون بوده و خاطرش گرفته و اميدش كم باشد.
شاهد در « كئيبا » بوده كه حال است و معناى كلام موقوف بآن مىباشد زيرا اگر آنرا در عبارت نياوريم معناى كلام اين مىشود: كسيكه زندگانى مىكند مرده است.
و پرواضح است كه اينمعنا نه صحيح بوده و نه مقصود متكلّم مىباشد.
و بهر تقدير معناى كلام گاهى موقوف بر حال بوده و نياوردنش مخلّ بمقصود است بخلاف تمييز كه هيچگاه چنين نمىباشد.
شرح
قوله: لا تمش فى الارض مرحا: سوره « اسراء » آيه (٣٧).
قوله: لا تقربوا الصّلوة و انتم سكارى: آيه (٤٣) از سوره نساء.
متن:
و الثّالث
انّ الحال مبيّنة للهيآت، و التّمييز مبيّن للذّوات.
ترجمه:
سوّم
سوّمين امرى كه موجب افتراق حال از تميز است اينكه:
حال مبيّن هيئت است چه هيئت فاعل مانند:
جاء زيد راكبا (آمد زيد در حاليكه سوار بود).
شاهد در « راكبا » است كه هيئت فاعل يعنى زيد را بيان مىكند.
و چه هيئت مفعول نظير:
رأيت زيدا راكبا (زيد را ديدم در حاليكه سوار بود).