الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٥ - جاهائى كه ضمير بر متأخر لفظى و رتبى عود مىكند
متن:
و الثّانى
ان يكون مرفوعا باوّل المتنازعين المعمل ثانيهما نحو قوله:
|
جفونى و لم اجف الاخلاء، انّنى |
لغير جميل من خليلى مهمل |
و الكوفيّون يمنعون من ذلك، فقال الكسائى: يحذف الفاعل، و قال الفرّاء يضمر و يؤخر عن المفسّر، فان استوى العاملان فى طلب الرّفع و كان العطف بالواو نحو « قام وقعد اخواك» فهو عنده فاعل بهما.
ترجمه:
موضع دوّم
مورد دوّم از مواردى كه ضمير به متأخّر لفظى و رتبى عود مىكند آنجائى است كه مرفوع باشد باوّلى از متنازعينى كه دوّمى را عمل دادهايم مانند قول شاعر:
|
جفونى و لم اجف الاخلاء انّنى |
لغير جميل من خليلىّ مهمل |
يعنى ستم كردند بمن ولى من بدوستانم جفا و ستم نمىكنم زيرا من عمل ناشايست را از دوستان خود واگذارده و در نظر نمىآورم.
شاهد در ضمير فاعلى « جفونى » است كه به « الاخلاء » راجع است زيرا دو فعل « جفونى » و « لم اجف» در « الاخلاء » با هم نزاع كردهاند و چون عمل را به « لم اجف» دادهايم لاجرم « جفونى » در ضمير آن عمل كرده است.
كوفيّون عود ضمير بر متأخّر رتبى و لفظى را در اينمورد منع كردهاند فلذا كسائى كه از علماء اهل كوفه است مىگويد:
فاعل محذوف است بنابراين اضمار قبل از ذكر پيش نمىآيد.
فرّاء كه يكى ديگر از علماء كوفه است مىگويد:
فاعل ضمير بوده و از مفسّر متأخّر است.
مصنّف گويد:
بنابر قول فرّاء اگر هردو عامل متنازع از حيث طلب رفع با هم متساوى بوده و با واو بيكديگر عطف شده باشند مانند: قام وقعد اخواك.