الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٤ - جاهائى كه ضمير بر متأخر لفظى و رتبى عود مىكند
شاهد در ضميرى است كه در « ظرف » مستتر بوده و به « رجلا » عود مىكند و « رجلا » تمييز براى آن مىباشد.
و از فرّاء و كسائى منقولست كه اسم مخصوص بمدح و ذمّ فاعل براى فعل بوده و ضميرى در آن مستتر نيست ولى اينكلام مردود است بواسطه « نعم رجلا كان زيد» زيرا در اينمثال نمىتوان اسم مخصوص بمدح يعنى « زيد » را فاعل براى « نعم » قرار داد بخاطر آنكه فعل ناسخ يعنى « كان » بر سرش در آمده و ابدا ناسخ بر سر فاعل در نمىآيد و اين خود شاهد زندهاى است بر اينكه « زيد » را نمىتوان فاعل دانست.
و نيز گاهى اسم مخصوص حذف مىشود مانند:
بئس للظّالمين بدلا ( بد است براى ظالمين مبادلهاى كه كردند).
شاهد در حذف اسم مخصوص بوده كه در اين آيه محذوف است و اين دليل مىباشد بر اينكه اسم مخصوص فاعل نبوده بلكه فاعلش ضمير مستتر مىباشد زيرا حذف فاعل جايز نيست مگر در مواردى كه اينجا از آن موارد محسوب نمىشود.
شرح
قوله: يعود الضّمير فيها: ضمير در « فيها » به مواضع برمىگردد.
قوله: و هى سبعة: ضمير « هى » به مواضع برمىگردد.
قوله: و يلتحق بهما فعل الّذى يراد به المدح الخ: ضمير در « بهما » به نعم و بئس راجع است.
قوله: ساء مثلا القوم الخ: آيه (١٧٧) از سوره اعراف.
قوله: كبرت كلمة تخرج الخ: آيه (٥) از سوره كهف.
قوله: بئس للظّالمين بدلا: آيه (٥٠) از سوره كهف.