الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٣ - امور فارق بين حال و تمييز و مشتركات بين آندو
در منصرف و غير منصرف بودن « رحمن » بين ادباء اختلاف است.
و مقتضاى ايندو كلام اينستكه « رحمن » صفت باشد نه علم زيرا اگر علم بودنش مسلّم و قطعى مىبود جائى براى ترديد در انصراف و عدم انصرافش نبوده بلكه غير منصرف بودنش حتمى مىبود.
جواب
امّا قول زمخشرى و ابن حاجب هيچكدام مورد اعتماد نبوده و از كلام عرب خارج مىباشند و جهت خارج بودن كلام ايندو از لغت عرب دو امر مىباشد:
الف: آنكه لفظ « رحمن » هيچگاه صفت استعمال نمىشود.
ب: آنكه در هيچ كلامى مجرّد از الف و لام نيامده.
و امّا اينكه در بيت مذكور (تبارك رحمانا الخ) بدون الف و لام آمده جهتش آنستكه حرف الف و لام بجهت ضرورت شعرى از آن حذف گرديده.
شرح
قوله: و لذلك كان خطاء قول بعضهم: كلمه « لذلك » يعنى و بخاطر همينكه تمييز در كلام متعدّد نمىآيد.
قوله: و رحيما حال منه: ضمير در « منه » به رحمن عود مىكند.
قوله: و بهذا ايضا يبطل كونه تمييزا: مشار اليه « هذا » قول اعلم و ابن مالك مىباشد و ضمير در « كونه » به رحمن بر مىگردد.
قوله: و قول قوم انّه حال: يعنى و بهذا يبطل قول قوم انّه حال، ضمير در « انّه » به رحمن بر مىگردد.
قوله: لانّه لم يستعمل صفة: ضمير در « لانّه » به رحمن بر مىگردد.
قوله: و انّما حذفت فى البيت: ضمير نائب فاعلى در « حذفت » به الف و لام بر مىگردد.