الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١٠ - مقاله زمخشرى
پس رفع « ابومن » و جرّ « مزمّل » شاهد و مبيّن گفتار من بوده از اين حيث كه من با لفظ عليك بارباب الخ اغراء و تحريص كرده و با كلمه « ايّاك » تو را تحذير و ترهيب نمودهام.
مصنّف گويد:
شاعر با كلامش كه گفت « ثمّ خفض مزمّل الخ» اشاره به قول امرء القيس نموده كه گفته:
|
كانّ ابانا فى عرانين وبله |
كبير اناس فى بجاد مزمّل |
يعنى: گويا كوه در اوائل ريزش باران انسان بزرگ و عظيمى است كه در جامهاى مخطّط پيچيده شده است.
در اين بيت كلمه « مزمّل » صفت است براى « كبير » لذا مىبايد مرفوع قرائت شود ولى چون مجاور با كلمه مجرور يعنى « بجاد » گرديده لاجرم آن نيز مجرور خوانده شده است.
متن:
العاشر
الاعراب، نحو: هذه خمسة عشر زيد، فيمن اعربه.
و الاكثر البناء.
ترجمه:
امر دهم
امر دهمى كه مضاف بواسطه اضافه از مضاف اليه كسب مىكند اعراب مىباشد مانند:
هذه خمسة عشر زيد (اين پانزدهتاى زيد مىباشد).
شاهد در اضافه شدن « خمسة عشر» است به « زيد » ، كلمه « عشر » در تركيب « خمسة عشر» مبنى است ولى بواسطه اضافه بكلمه معرب يعنى « زيد » معرب شده و مرفوع قرائت گرديده است ولى اكثر ادباء آنرا مبنى بر فتح خوانده و بدين ترتيب ملتزم شدهاند كه « عشر » از « زيد » كسب اعراب نكرده است.