الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦ - مناط افتراق عطف بيان و بدل
استدراك
بلى كسائى اجازه داده كه در مقام مدح يا ذمّ يا ترحّم براى ضمير نعت آورد:
امّا اوّل مانند: لا اله الّا هو الرّحمن الرّحيم (نيست معبودى مگر او كه اين صفت دارد بخشنده و مهربان مىباشد).
شاهد در « الرّحمن و الرّحيم» بوده كه صفت براى « هو » مىباشند و مقام مقام مدح است.
و نيز مانند: قل انّ ربّى يقذف بالحقّ علّام الغيوب ( بگو اى رسول من كه خداى حقّ را بر من القاء مىفرمايد، او است كه باسرار عالم غيب آگاه مىباشد).
شاهد در « علّام الغيوب» بوده كه صفت است براى ضمير مستتر در « يقذف » و مقام مقام مدح مىباشد.
و همچنين مانند: اللّهمّ صلّ عليه الرّؤف الرّحيم (بار خدايا رحمتت را بر او كه رؤف و رحيم است بفرست).
شاهد در « الرّؤف » و « الرّحيم » است كه صفت براى ضمير مجرورى در « عليه » مىباشند و مقام مقام مدح مىباشد.
و امّا دوّم مانند: مررت به الخبيث (گذشتم باو كه اين صفت دارد پست و لئيم مىباشد).
شاهد در « الخبيث » است كه صفت براى ضمير در « به » واقع شده و مقام، مقام مذمّت است.
و امّا سوّم مانند قول شاعر:
|
قد اصبحت بقرقرى كوانسا |
فلا تلمه ان ينام البائسا |
يعنى: آن آهو در قرقرى كه پنهان كننده بود خانههاى خود را صبح نمود پس ملامت و سرزنش مكن صيّاد را بجهت خوابيدنش.