الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٠ - امورى كه باعث فرق بين اسم فاعل و صفت مشبهه مىباشند
آمد و اكنون اجمالا مىگوئيم:
در عطف بر محلّ سه امر شرط است كه يكى از آن سه محرز يعنى وجود طالب مىباشد چنانچه در مثال « ليس زيد بقائم و لا قاعدا»، كلمه « قاعد » بر محلّ « قائم » كه منصوب است معطوف بوده و محرز و طالب « ليس » است بخلاف محلّ استشهاد يعنى مثال مذكور چه آنكه « عمرا » را نمىتوان بر محلّ « زيد » معطوف نمود زيرا طالب و محرز براى نصب « زيد تنوين در « ضارب » است كه در مثال مفقود مىباشد و بهر تقدير در اسم فاعل حذف آن و بقاء معمولش جايز است بخلاف صفت مشبّهه فلذا مثال « مررت برجل حسن الوجه و الفعل» مرور كردم بمردى كه نيكوروى و نيكورفتار بود، بجرّ « الوجه » و نصب « الفعل » جايز نيست.
و همچنين مثال « مررت برجل وجهه حسنه» گذشتم بمردى كه نيكو بود رويش، بنصب « وجهه » و جرّ صفت مشبّهه يعنى « حسنه » جايز نيست.
امّا عدم جواز مثال اوّل بخاطر آنستكه صفت مشبّهه در حاليكه محذوف است عمل نمىكند.
و امّا عدم جواز مثال دوّم جهتش آنستكه معمول صفت مشبّهه بر آن مقدّم نمىشود و صفت در چنين حالى براى عمل كردن در ما قبل صلاحيّت ندارد و پرواضح است صفت وقتى براى عمل كردن شايستگى نداشت مفسّر عامل نيز نمىتواند باشد فلذا « حسنه » را نمىتوان مفسّر وصف مقدّر قرار داد.
شرح
قوله: انّه يجوز حذفه: ضمير در « انّه » و « حذفه » به اسم فاعل راجع است.
قوله: كما سيأتى: يعنى سيأتى فى باب العطف.
قوله: لانّها لا تعمل محذوفة: ضمائر مؤنّث به صفت مشبّهه راجع هستند و اين عبارت تعليل است براى عدم جواز مثال اوّل يعنى: مررت برجل حسن