الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٧ - امورى كه باعث فرق بين اسم فاعل و صفت مشبهه مىباشند
زيد) ممتنع و غير جايز است زيرا كلمه « حسن » كه فعل ماضى است لازم بوده لاجرم جائى براى نصب « وجهه » بعد از آن وجود ندارد.
البتّه مخفى نماند كه برخى از ادباء گفتهاند:
فعل در صفت مشبهه نيز اگر چه لازم است ولى جايز است همچون صفت منصوب گرفته و اين اسم منصوب را شبيه بمفعول برايش بدانيم چنانچه منصوب بعد از صفت مشبهه نيز داراى همين عنوان مىباشد.
سؤال
گفته شد در فعل صفت مشبهه آوردن اسم منصوب بعدش ممتنع است زيرا فعل قاصر و لازم مىباشد، اين گفتار بنظر مورد اشكال و انتقاد است زيرا در برخى موارد با اينكه فعل قاصر محسوب مىشود اسم منصوب بعدش آورده شده مانند آنچه در حديث آمده:
انّ امرئة كانت تهراق الدّماء.
( بدرستيكه زنى ريخته مىشود آن زن خونش).
شاهد در كلمه « تهراق » است كه فعل مضارع مجهول بوده و يك مفعولى مىباشد و ضمير « هى » نائب فاعلش بوده كه در آن مستتر است و فعل متعدّى به يك مفعول وقتى مجهول گرديد قاصر محسوب مىشود و ديگر آوردن اسم منصوب بعدش طبق گفته شما نبايد جايز باشد پس چطور « الدّماء » در اينحديث بعد از « تهراق » منصوب آمده.
جواب
كلمه « الدّماء » اگر چه منصوب است ولى تمييز بوده نه تشبيه بمفعول.
و اگر بگوئيد:
تمييز بايد نكره باشد پس چطور « الدّماء » با الف و لام تعريف آمده.
در جواب مىگوئيم: