الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٦ - امورى كه باعث فرق بين اسم فاعل و صفت مشبهه مىباشند
شرح
قوله: انّ معموله: يعنى معمول اسم فاعل.
قوله: سببيّا: كلمه « سبب » در لغت يعنى ريسمان و معمول سببى يعنى معمولى كه مشتمل بر سبب است و مقصود از « سبب » در اصطلاح ضمير بوده و وجه تسميه ضمير به سبب اينستكه از باب استعاره مصرحه مىباشد و وجه شبه رابط بودن است يعنى همانطورى كه صفت ريسمان ربط و ايجاد همبستگى است ضمير نيز معمول را به موصوف ربط مىدهد.
متن:
السّادس
انّه لا يخالف فعله فى العمل، و هى تخالفه، فانّها تنصب مع قصور فعلها، تقول « زيد حسن وجهه» و يمتنع « زيد حسن وجهه» بالنّصب، خلافا لبعضهم، فامّا الحديث « أنّ امرأة كانت تهراق الدّماء» فالدّماء تمييز على زيادة أل، قال ابن مالك: او مفعول على أنّ الاصل تهريق ثمّ قلبت الكسرة فتحة و الياء الفا كقولهم جاراة و ناصاة و باقاة، و هذا مردود، لانّ شرط ذلك تحرك الياء كجارية و ناصية و باقية.
ترجمه:
امر ششم
امر ششمى كه فارق بين اسم فاعل و صفت مشبهه مىباشد اينستكه اسم فاعل با فعلش در عمل مخالفتى ندارد يعنى اگر فعلش لازم بوده و تنها بفاعل اكتفاء كند اسم فاعل نيز چنين مىباشد و در صورتيكه فعلش متعدّى و غير از فاعل مفعول نيز بخواهد اسم فاعل نيز همينطور خواهد بود بخلاف صفت مشبهه كه با فعلش مخالف است چه آنكه فعل اگر چه لازم باشد و مفعول نگيرد امّا صفت بر خلاف آن غير از فاعل منصوب نيز مىگيرد چنانچه مىگوئى: زيد حسن وجهه (زيد نيكو است صورتش) ولى گفتن حسن وجهه (نيكو بود صورت