الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٧ - جاهائى كه ضمير بر متأخر لفظى و رتبى عود مىكند
و لكن فى تمثيله بهى النّفس و هى العرب ضعف، لامكان جعل النّفس و العرب بدلين.
و تحمل و تقول خبرين، و فى كلام ابن مالك ايضا ضعف، لامكان وجه ثالث فى المثالين لم يذكره، و هو كون « هى » ضمير القصّة، فان اراد الزّمخشرى ان المثالين يمكن حملهما على ذلك لا انّه متعيّن فيهما فالضّعف فى كلام ابن مالك وحده.
ترجمه:
موضع سوّم
مورد سوّم آنستكه ضمير مخبر عنه بوده و خبر مفسّر آن باشد مانند فرموده حقتعالى:
ان هى الّا حيوتنا الدّنيا ( زندگى جز اين چند روز دنيا نمىباشد).
شاهد در ضمير « هى » است كه مخبر عنه بوده و مفسّرش خبر آن يعنى « حيوة » مىباشد.
زمخشرى مىگويد:
اين ضمير معلوم نيست كه مقصود از آن چيست مگر همان كلمهاى كه در تلو و پهلويش قرار گرفته و اصل آن در آيه مذكور: ان الحيوة الّا حيوتنا الدّنيا بوده سپس ضمير « هى » را بجاى « الحيوة » قرار داديم زيرا خبر بر آن دلالت داشته و مبيّن آن مىباشد.
و سپس گفته:
و از همين قبيل است هى النّفس تحمل ما حمّلت (آن نفس است، مىكشد آنچه بر آن بار شود) و هى العرب تقول ما شائت (آن طائفه عرب بوده آنچه بخواهند مىگويند.
شاهد در ضمير « هى » بوده كه در ايندو مثال مخبر عنه واقع شده و « النّفس » و « العرب » خبرش بوده و ضمير بآنها راجع مىباشد.
ابن مالك مىگويد:
اين كلام از عبارات نيكو و پسنديدهاى است كه زمخشرى آورده ولى