الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٦ - توجيه ديگر براى مستأنفه بودن يعتذرون
اينرو رعايت تناسب مقتضى است آخر اين آيه نيز نون باشد لذا بجهت اين منظور آنرا منصوب نياورده تا نونش محفوظ و ثابت باشد.
قوله: و المشهور فى توجيه: يعنى فى توجيه الرّفع.
قوله: انّه لم يقصد الى معنى السّببيّة: ضمير در « انّه » بمعناى شأن مىباشد.
قوله: و ادخاله معه فى سلك النّفى: ضمير در « ادخاله » به معطوف و در « معه » به معطوف عليه راجع است.
قوله: و قد نهوا عنه: ضمير در « عنه » به اعتذار برمىگردد.
قوله: لا تعتذروا اليوم: آيه (٧) از سوره تحريم.
قوله: فلا يتأتى العذر منهم بعد ذلك: ضمير در « منهم » به مخاطبين راجع بوده و مشار اليه « ذلك » نهى مىباشد و كلمه « فلا يتأتى» يعنى فلا يحصل.
قوله: انّه مستأنف بتقدير فهم يعتذرون: ضمير در « انّه » به « يعتذرون » راجع است.
قوله: على مذهب الجماعة: مقصود جماعت مفسّرين مىباشد و مذهب ايشان آنستكه هم « اذن » و هم « اعتذار » هردو منفى مىباشند.
قوله: لاقتضائه ثبوت الاعتذار: ضمير در « لاقتضائه » به گمان و مقاله ابن مالك راجع است.
قوله: على اختلاف المواقف: مقصود اينستكه در روز قيامت مواقف مختلف مىباشند زيرا در برخى از مواقف بخلائق اذن در اعتذار داده نشده لاجرم ايشان نيز عذر نخواهند آورد و در بعضى مواقف در اعتذار مأذون قرار داده مىشوند لذا عذر مىآورند.
قوله: فيومئذ لا يسئل عن ذنبه انس و لا جانّ: آيه (٣٩) از سوره الرّحمن.
قوله: وقفوهم انّهم مسئولون: آيه (٢٤) از سوره و الصّافات.
قوله: و يردّه انّ الفاء غير العاطفة: ضمير منصوبى در « يردّه » به نظريّه ابن حاجب راجع است.