الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٩ - جاهائى كه ضمير بر متأخر لفظى و رتبى عود مىكند
قوله: يمكن حملهما على ذلك: مشار اليه « ذلك » تقريرى است كه زمخشرى ذكر كرده است. ا قوله: لا انّه متعيّن فيهما: ضمير در « انّه » به ما ذكره الزّمخشرى و در « فيهما » به مثالين برمىگردد.
متن:
و الرّابع
ضمير الشّأن و القصّة نحو «قلهو اللّه احد» و نحو «فاذاهى شاخصة ابصار الّذين كفروا» و الكوفى يسميه ضمير المجهول.
ترجمه:
موضع چهارم
مورد چهارم ضمير شأن و قصّه مىباشد، ضمير شأن مانند: قل هو اللّه احد ( بگو شأن چنين است خداوند متعال يكى است).
شاهد در « هو » بوده كه ضمير شأن است و به « اللّه » برمىگردد.
و ضمير قصّه همچون: فاذا هى شاخصة ابصار الّذين كفروا ( پس ناگهان چشم كافران ازحيرت فروماند).
شاهد در « هى » است كه به « ابصار » راجع است.
و اهل كوفه نام اين ضمير را، ضمير مجهول گذاردهاند.
شرح
قوله: ضمير الشّأن: ضميرى است كه جمله بعدش مفسّر آن بوده مشروط باينكه جزء عمده در آن جمله مذكّر باشد.
قوله: و القصّة: ضميرى است كه جمله بعدش مفسّر آن بوده مشروط باينكه جزء عمده در آن جمله مؤنّث باشد.
قوله: قل هو اللّه احد: آيه (١) از سوره توحيد.
قوله: فاذا هى شاخصة ابصار الّذين كفروا: آيه (٩٧) از سوره انبياء.