الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٨٠ - رأى ادباء در صورت حذف ضمير مجرورى
نزاع عمل دهيم مىبايد ضمير معمول را ذكر كرده و عامل دوّم را در آن عمل دهيم و حذف آن ضعيف است لذا اگر آيه شريفه را بدينسان تقدير كنيم باز حمل قران بر تركيف ضعيف نمودهايم فلذا در مثال:
ضربنى و ضربت زيد، اگر « زيد » را مرفوع بخوانيم تا فاعل براى « ضربنى » باشد و ضمير مفعولى « ضربت » را محذوف بدانيم مرتكب امر ضعيفى شدهايم حتّى اهل بصره نيز آنرا تجويز نكرده مگر در صورت ضرورت.
سپس مصنّف گويد:
از نظر ما رأى صواب و صحيح آنستكه در بيت امرء القيس مفعول « اطلب » را « ملك » كه محذوف است قرار دهيم چنانچه قبلا گذشت و در آيه شريفه عامل « تبيّن » را ضمير مستترى دانست كه يا به مصدر رجوع كرده و تقدير آن فلمّا تبيّن له تبيّن مىباشد چنانچه در آيه شريفه:
ثمّ بدالهم من بعد ما رأوا الآيات ليسجنّنه حتّى حين.
( و با آنكه دلائل روشن بر پاكدامنى يوسف را ديدند باز چنين مصلحت ديدند كه وى را براى مدّتى محبوس دارند).
حضرات گفتهاند:
فاعل « بدا » ضميرى است كه بمصدر يعنى « البداء » راجع است.
و يا بچيزى برمىگردد كه كلام بر آن دلالت دارد و بنابراين تقدير كلام، فلمّا تبيّن له الامر يا فلمّا تبيّن له ما اشكل عليه مىباشد.
و نظير آيه از اين حيث كه ضمير بچيزى برمىگردد كه كلام بر آن دلالت دارد مىباشد عبارت:
اذا كان غدا فأتنى.
( زمانيكه آن در فردا باشد پس تو نزد من بيا).
شاهد در ضمير « كان » است كه بمدلول كلام يعنى « ما نحن عليه» كه عبارت از « سلامة » باشد برمىگردد.