الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٠ - سهو ابن مالك و نقل كلام غريب از ابو حيان
و اشتباهى واقع شده و آن اينستكه وى از تقديم حال بر عاملش ممانعت نموده و گفته است:
جهتش آنستكه عامل يعنى « ذاهبة » صفت است براى « رجل » و جايز نيست كه معمول صفت بر آن مقدّم شود.
وجه سهو و اشتباه ابن مالك اينستكه:
هيچ اشكالى ندارد كه معمول صفت بر آن مقدّ گردد چه آنكه حضرات ادباء با هم اختلافى ندارند در اينكه جايز است معمول صفت بر آن مقدّم شود بدون اينكه بر موصوف تقدّم جويد.
سپس گويد:
و از كلمات عجيب و غريب آنكه ابو حيّان صاحب همين گفتار (منع از عود ضمير بر متأخّر لفظى كه رتبة مقدّم است) از عود ضمير بر چيزى كه لفظا مقدّم بوده ولى رتبة مؤخّر است منع كرده ولى در عين حال عود ضمير بر متأخّر لفظى و رتبى را اجازه داده است.
امّا منع از عود بر متقدّم لفظى:
وى در آيه شريفه: و ما عملت من سوء ( آنچه از عمل زشت بجاى آورده الخ) گفته:
ممنوع است كه « ما » شرطيّه باشد زيرا در اين فرض « تودّ » دليل جواب شرط بوده نه نفس جواب چه آنكه اگر جواب مىبود مجزوم قرائت مىشد در حاليكه مرفوع است و وقتى دليل جواب بود نه جواب در نيّت تقديم مىباشد و در نتيجه ضمير مجرورى در كلمه « بينه » به متأخّر لفظى و رتبى عود مىكند و آن جايز نمىباشد.
توضيح
در آيه شريفه: و ما عملت من سوء تودّ لو انّ بينها و بينه امدا بعيدا الخ.