الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٢ - مقاله زمخشرى
و از امورى كه ماضى بودن وصف را در اين آيه واضح و روشن مىكند فرموده ديگر حقتعالى است كه مىفرمايد:
و من رحمته جعل لكم اللّيل و النّهار لتسكنوا فيه الى آخر الآية:
و از رحمت پروردگار اينكه شب و روز را خلق فرموده تا در آن سكونت و راحتى نموده ...
شاهد در كلمه « جعل » است كه بصيغه ماضى آمده و مؤيّد آنستكه « جاعل » در آيه مورد بحث نيز از نظر معنى ماضى مىباشد.
مقاله زمخشرى
سپس مصنّف گويد:
زمخشرى در آيه شريفه اجازه داده كه « الشّمس » را بر محلّ « اللّيل » عطف نمائيم و در عين حال چنين پنداشته كه از « جاعل » فعل مستمرّ در ازمنه سهگانه اراده شده نه خصوص زمان ماضى با اينكه خود او در ذيل «مالكيوم الدّين» تصريح كرده باينكه اگر « مالك » را بر زمان مستمرّ در ازمنه سهگانه حمل كنيم بمنزله آنستكه بمعناى ماضى باشد يعنى در هر دو صورت اضافهاش به « يوم الدّين» از قبيل اضافه محضه يعنى اضافه معنوى مىباشد و لازمه اين تصريح آنستكه در آيه شريفه مورد بحث نيز چه « جاعل » بمعناى ماضى بوده و چه بمعناى استمرار جعل در ازمنه سهگانه باشد هيچ فرقى بين آنها نبوده و در هر دو صورت اضافهاش به « اللّيل » اضافه معنوى است و وقتى چنين بود ديگر « جاعل » در « اللّيل » عمل نصب نكرده تا بتوانيم « الشّمس » را به عنوان عطف بر محلّ منصوب بخوانيم چه آنكه اضافه وصف به مضاف اليه در صورتيكه از قبيل اضافه لفظيّه فرض شود مصحّح عمل نصب است نه در صورتيكه اضافهاش معنوى باشد.