الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٩ - شرائط عطف بر محل
جواب
و امّا قول لبيد از باب ضرورت شعرياست و بموارد ضرورت نمىتوان استشهاد و استدلال نمود.
تنبيه و تبصره
مصنّف گويد:
مراعات نمودن محلّ معطوف عليه اختصاص بآنجائى ندارد كه عامل در لفظ زائد باشد همچون مثالى كه ذكر نموديم بلكه در مواردى كه عامل زائده نباشد نيز مىتوان بمحلّ معمول عطف كرد بدليل قول لبيد بن ربيعه:
|
فان لم تجد من دون عدنان والدا |
و دون معدّ فلتزعك العواذل |
يعنى: پس اگر بغير عدنان و معد پدرى نمىيابى پس بايد حوادث روزگار تو را از كارها و حالتهائى كه دارى باز دارد.
شاهد در عطف « دون » دوّمى است بر محلّ اوّلى با اينكه « من » بر سر اوّلى زائد نيست.
ابو على فارسى در فرموده حقتعالى: و اتّبعوا فى هذه الدّنيا لعنة و يوم القيمة ( آنها در دنيا و قيامت به لعنت خدا گرفتار شدند). اجازه داده كه « يوم القيامة» بر محلّ « هذه » كه نصب است عطف گردد.
شرح
قوله: الا ترى انّه يجوز الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: ان تسقط الباء: يعنى در مثال « ليس زيد بقائم».
قلوه: فتنصب: يعنى تنصب « قائم » .
قوله: و من: يعنى ان تسقط « من » فى: ما جائنى من امرئة.
قوله: فترفع: يعنى فترفع امرئة.
قوله: لانّه لا يجوز مررت زيدا: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » بوده و اين