الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٧ - اشكال و ايرادات مصنف بر دليل ابن طراوه
اشكال اوّل
لازمه دليل مذكور اينستكه بدل در صورتيكه از نظر لفظ با مبدل منه متّحد باشد مبيّن آن نباشد در حاليكه چنين نيست و لذا سيبويه از « بى المسكين» و « بك المسكين» بعنوان بدل منع نموده امّا « به المسكين» را اجازه داده و گفته است « المسكين » را مىتوان بدل از « ها » آورد.
سپس مىگويد:
بدل از عطف بيان در اين جهت ممتاز و مشخّص مىگردد كه بمنزله جملهاى است كه از نو آورده شده تا بواسطهاش تبيين و توضيح حاصل شود ولى در عطف بيان بواسطه مفرد محض تبيين تحقّق مىيابد.
شرح
قوله: انّه يقتضى انّ البدل الخ: ضمير در « انّه » به « ما ذهب اليه ابن الطّراوه» راجع است.
قوله: و لهذا منع سيبويه: يعنى و لكون البدل ايضا للتّبيين كعطف البيان.
قوله: بى المسكين و بك المسكين: سيبويه در ايندو مثال گفته است جايز نيست « المسكين » كه معرف بالف و لام مىباشد بدل از « ياء » متكلّم و « كاف » باشد زيرا بدل مىبايد مشتمل بر بيان و توضيح مبدل منه باشد و پرواضح است وقتى متبوع اعرف از تابع بود تبيين بواسطه تابع غير قابل تحقّق است و در دو مثال مذكور ضمير متكلّم و مخاطب اعرف از معرف بال هستند از اينرو بدل بودن معرف بال از ايندو ضمير جايز نيست.
و چنانچه از اين بيان بخوبى معلوم مىشود بدل نيز مانند عطف بيان مىبايد مشتمل بر تبيين متبوع بوده و از اينجهت بينشان فرقى نيست.
قوله: دون به المسكين: يعنى در اينمثال « المسكين » را مىتوان بدل از ضمير غائب آورد زيرا ضمير غائب بر خلاف ضمير متكلّم و مخاطب كه شمول