الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٥ - مبحث عطف بر دو معمول دو عامل مختلف
مجيب در جواب دوّمى كه داده مىگويد:
امّا رفع آيات نه بخاطر آنستكه عطف بر آيات دوّم مىباشد بلكه خبر است براى مبتداء مقدّر و تنها « اختلاف » است كه بر « خلقكم » عطف شده از اينرو نمىتوان آنرا از باب عطف بر دو معمولى كه عاملهايشان مختلف است دانست.
و امّا نصب آيات جهتش آن نيست كه بر « آيات » اوّلى عطف شده باشد بلكه مؤكّد آن است و بدين ترتيب در اينقرائت نيز نمىتوان عطف را از باب عطف بر دو معمولى كه عاملهايشان مختلف است قرار داد. ا قوله: و عليهما فليست فى مقدّرة: ضمير در « عليهما » به انتصاب آيات بخاطر مؤكّد بودن و رفع آن بواسطه تقدير مبتداء راجع است.
متن:
و الثّالث
يخصّ قرائة النّصب، و هو انّه على اضمار « انّ » و « فى » ، ذكره الشّاطبي و غيره، و اضمار انّ بعيد.
ترجمه:
جواب سوّم
جواب سوّمى كه دادهاند اختصاص بقرائت نصب دارد و آن اينستكه در جمله معطوف « انّ » و « فى » را مضمر مىگيريم.
اين جواب را شاطبى و غير او ذكر كردهاند ولى چون اضمار « انّ » بعيد است لاجرم باين جواب اعتماد چندانى نيست.
متن: و ممّا يشكل على مذهب سيبويه قوله:
|
هوّن عليك، فانّ الامور |
بكفّ الآله مقاديرها |
|
|
فليس بآتيك منهيّها |
و لا قاصر عنك مأمورها |
لانّ « قاصر » عطف على مجرور الباء، فان كان مأمورها عطفا على مرفوع