الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦ - ملاك و مناط امتياز اسم از خبر
شرح
قوله: و امّا قرائة ابن عامر الخ: اين عبارت جواب است از اشكاليكه بر « و لا يعكس الّا فى الضّرورة» وارد شده و حاصل اشكال اينستكه در آيه شريفه عكس مورد ارتكاب واقع شده يعنى نكره را اسم و معرف را خبر قرار دادهاند با اينكه هيچ ضرورتى وجود ندارد.
مصنّف در جواب اين اشكال مىگويد:
امر از دو حال خارج نيست:
يا « لم تكن» تامّه بوده و يا ناقصه مىباشد.
اگر تامّه فرض شود « لهم » جار و مجرور متعلّق بآن بوده و « آيه » فاعلش مىباشد و « ان يعلمه» يا بدل از آيه بوده و يا خبر از مبتداء محذوف يعنى « هى » مىباشد و بهر تقدير از نكره معرفه را خبر قرار نداديم تا مورد اشكال و اعتراض واقع شويم.
و اگر ناقصه فرض گردد اسم آن ضمير قصّه يعنى ضمير « هى » است كه در آن مستتر بوده و « اين يعلمه» در تأويل مصدر رفته تا مبتداء گردد و « آية » خبرش و جمله مبتداء و خبر، خبر است براى « لم تكن» يا مىگوئيم « آيه » اسم « لم تكن» بوده و « لهم » خبرش و « ان يعلمه» بدل از « آيه » و ياخبر از مبتداء محذوف مىباشد چنانچه در فرض قبل گفتيم و چنانچه ملاحظه مىشود در اينفرض نيز اخبار از نكره بمعرفه ننمودهايم تا اشكال مذكور متوجّه شود.
قوله: او لم تكن لهم آية ان يعلمه الخ: آيه (١٩٧) از سوره شعراء.
قوله: فاللامّ متعلّقة بها: مقصود از « اللّام » جار و مجرور يعنى « لهم » بوده و ضمير در « بها » به « لم تكن» راجع است.
قوله: و ان قدّرتها ناقصة: ضمير در « قدّرتها » به « لم تكن» راجع است.
قوله: فردّوه لما ذكرنا: يعنى لازمه كلام زجّاج اين مىشود كه از نكره معرفه را خبر قرار داده باشيم.
قوله: و اعتذر له: ضمير در « له » به زجّاج راجع است.