الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨ - مناط امتياز فاعل از مفعول
ناقص اسم ديگرى بايد گذارد كه از نظر عاقل يا غير عاقل بودن بمعناى آن باشد و پس از آن ملاحظه كنيم اگر بعد از اين مسئله صحيح بود و معناى عبارت غلط در نيامد معلوم مىشود كه پيش از اين عمليّات مسئله صحيح بوده و عبارت اشتباه اداء نشده و در غير اينصورت فاسد و اشتباه است بنابراين اداء اين عبارت و گفتنش جايز نيست: اعجب زيد ما كره عمرو.
مشروط باينكه مقصود از « ما » غير ذوى العقول باشد زيرا اگر آنرا كه اسم ناقص است برداشته و بجايش اسم ديگرى كه آن نيز غير عاقل محسوب مىشود همچون « ثوب » را قرار داده و بجاى اسم تامّ كه مرفوع است يعنى « زيد » ضمير متكلّم مرفوع گذاشته و بگوئيم: اعجبت الثّوب، معناى عبارت صحيح نيست پس معلوم مىشود عبارت مذكور كه در آن « زيد » مرفوع بوده و فاعل « اعجب » باشد اشتباه است و بعبارت ديگر زيد را در كلام ياد شده بعنوان فاعل نمىتوان قرار داد ولى اگر آنرا بعنوان مفعول منصوب بخوانيم و « ما » را فاعلش قرار دهيم صحيح است زيرا وقتى بجاى « ما » ثوب گذارده و بجاى « زيد » ضمير متكلّم منصوبى قرار داده و بگوئيم: اعجبنى الثّوب معنا صحيح و درست مىباشد و از اين آزمايش اين فائده را بدست مىآوريم كه در عبارت مذكور مىبايد زيد را بعنوان مفعول و ماء موصوله را بعنوان فاعل آورد.
سپس مصنّف گويد:
ولى اگر مقصود از « ماء موصوله» موجود عاقل باشد جايز است زيد را بعنوان فاعل بودن رفع داد و « ماء » را مفعول دانست زيرا عبارت: اعجبت النّساء را اگر بجايش بگذاريم صحيح و درست مىباشد و اگر اسم ناقص كلمه « ما » نبود بلكه « من » يا « الّذى » بود هردو وجه جايز است يعنى مىتوان زيد را بعنوان فاعل رفع داد و اسم ناقص مذكور را مفعول دانست و نيز مىتوان زيد را بعنوان مفعول نصب داده و اسم ناقص را فاعل فرض نمود، بنابراين در صورتيكه بجاى « ما » الّذى يا « من » باشد هم فاعليّت زيد در عبارت مذكور صحيح بوده و هم مفعوليّتش.