الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٧٣ - رأى ادباء در صورت حذف ضمير مجرورى
عامل با هم اختلاف دارند چه آنكه « كفانى » طالب قليل بوده و « اطلب » طالب ملك مىباشد كه آن محذوف است و دليل بر حذف آن بيت بعدى مىباشد و نمىتوان گفت كه « اطلب » نيز طالب « قليل » است زيرا معنا فاسد مىگردد.
توضيح فساد
شرح و توضيح فساد اينستكه:
اگر « كفانى » و « لم اطلب» با هم متنازع باشند اين امر موجب آنستكه « لم اطلب» را بر « كفانى » معطوف بدانيم زيرا ارتباط بين دو عامل متنازع لازم و واجب است و وقتى آندو را متعاطف قرار داديم لازم مىآيد كه « لم اطلب» مثبت بوده و « اطلب » باشد زيرا اقتضاى عطف اينستكه معطوف همچون معطوف عليه باشد و چون « كفانى » در حيّز امتناعى است كه از « لو » استفاده مىشود لاجرم معطوف بآن يعنى « لم اطلب» نيز بايد همينطور باشد يعنى بايد در حيّز امتناع مزبور قرار گيرد و پرواضح است كه وقتى نفى ممتنع شد از باب نفى النّفى يفيد الاثبات معنا مثبت شده و همانطوريكه گفتيم « لم اطلب» مبدّل به « اطلب » مىشود پس در نتيجه بايد بگوئيم:
شاعر اثبات كرده كه طالب قليل است در حاليكه قبلا آنرا در قالب « انّما اسعى لادنى معيشة» نفى نموده بود.
اگر گفته شود:
چه اشكال و مانعى دارد براى اينكه اين محذور لازم نيايد و او را در بين دو عامل متنازع عاطفه فرض نكرده بلكه مستأنفه بگيريم در جواب گوئيم:
مانع اينستكه در اينفرض لازم مىآيد كه بين عاملين يعنى كفانى و لم اطلب ارتباطى نباشد و وقتى ارتباط منتفى شد تنازع از بينشان نيز منتفى مىگردد و حقّ هم همين است كه واو استينافيّه بوده و تنازع منتفى باشد.