الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣٩ - امورى كه محتاج به ربط هستند
|
ابحت حمى تهامة بعد نجد |
و ما شيئ حميت بمستباح |
يعنى: مباح قرار دادى قرقگاه تهامه را پس از مباح نمودن قرقگاه نجد و حال آنكه نيست هيچ چيزى كه آنرا منع كردهاى مباح و جايز.
شاهد در جمله « حميت » است كه صفت براى « شيئ » بوده و ضمير منصوبى در آنكه رابطش مىباشد حذف شده لذا در اصل « حميته » مىباشد.
و يا مجرور باشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
و اتّقوا يوما لا تجزى نفس عن نفس شيئا و لا يقبل منها شفاعة و لا يؤخذ منها عدل و لا هم ينصرون ( بترسيد از روزى كه هيچ نفسى بجاى نفس ديگر جزا داده نشده و از آن نفس شفاعتى پذيرفته نگرديده و فداء و عوضى گرفته نخواهد شد و مورد يارى و كمك قرار نمىگيرند.)
شاهد در جمله « لا تجزى الخ» بوده كه صفت است براى « يوما » و رابط آن ضمير مجرورى است كه حذف شده و در تقدير يوما لا تجزى فيه مىباشد.
البتّه چون جملات متعاطفى كه صفت واقع شدهاند چهارتا بوده يعنى:
١- لا تجزى نفس عن نفس شيئا.
٢- لا يقبل منها شفاعة.
٣- لا يؤخذ منها عدل.
٤- لا هم ينصرون.
لاجرم كلمه « فيه » در چهار مورد محذوف است.
و نيز مانند قرائت اعمش در آيه شريفه:
فسبحان اللّه حينا تمسون و حينا تصبحون ( منزّه است خداوند زمانيكه در آن شب نموده و هنگامى كه در آن روز مىنمائيد).
شاهد در جمله « تمسون » و « تصبحون » بوده كه صفت واقع شدهاند براى « حينا » و رابطشان ضمير « فيه » است كه در هردو مورد حذف شده.