الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣٧ - امورى كه محتاج به ربط هستند
اكرام مىكردم» مردود است، وى گفته:
« اكرمتك » خبر است براى زيد.
جهت مردود بودن اينقول آنستكه اگر « اكرمتك » خبر براى زيد مىبود مىبايد مشتمل بر ضميرى بوده كه آنرا به زيد ربط دهد در حاليكه فاقد آن مىباشد.
و نيز قول ابن عطيّه در ذيل آيه شريفه: فالحقّ و الحقّ اقول لاملئنّ جهنّم ( بحقّ سوگند مىخورم كه سخن من حقّ است كه جهنّم را از جنس تو و پيروانت پر خواهم نمود) مردود است وى گفته است: در قرائت آنان كه الحقّ اوّل را مرفوع خواندهاند « لاملئنّ » خبر براى آنست و تقدير « لاملئنّ » ان املاء مىباشد. ا وجه مردود بودن قول وى اينستكه:
اوّلا: در « لاملئنّ » ضميرى كه آنرا به مبتداء ربط دهد وجود ندارد.
ثانيا: كلمه « ان » مصدريّه بوده و آن جمله را بمفرد تأويل مىبرد در نتيجه « لاملئنّ » كه جواب قسم است بمفرد مبدّل مىگردد در حاليكه جواب قسم بايد جمله باشد.
پس حقّ در مطلب اينستكه خبر در هردو عبارت (لولا زيد الخ و آيه شريفه) محذوف است لذا تقدير لولا زيد لاكرمتك، لولا زيد موجود لاكرمتك بوده و تقدير آيه و الحقّ قسمى مىباشد چنانچه در لعمرك لافعلنّ، لعمرك قسمى لافعلنّ مىباشد.
شرح
قوله: انّ لاكرمتك الخ: اين عبارت مقول قول ابن طراوه مىباشد.
قوله: فالحقّ و الحقّ اقول الخ: آيه (٨٥) از سوره ص.