الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣٨ - امورى كه محتاج به ربط هستند
متن:
الثّانى
الجملة الموصوف بها، و لا يربطها الا الضّمير: امّا مذكورا نحو «حتّىتنزّل علينا كتاب نقرؤه» او مقدّرا امّا مرفوعا كقوله:
|
ان يقتلوك فانّ قتلك لم يكن |
عارا عليك؟ و ربّ قتل عار |
اى هو عار، او منصوبا كقوله:
|
... |
و ما شيىء حميت بمستباح |
اى حميته، او مجرورا نحو «واتقوا يوما لا تجزى نفس عن نفس شيئا، و لا يقبل منها شفاعة، و لا يؤخذ منها عدل، و لا هم ينصرون» فانّه على تقدير « فيه » اربع مرات، و قراءة الاعمش «فسبحاناللّه حينا تمسون و حينا تصبحون» على تقدير فيه مرّتين.
ترجمه:
دوّم
جملهاى كه صفت قرار گرفته باشد، رابط آن تنها ضمير مىباشد اعمّ از آنكه مذكور بوده مانند: حتّى تنزّل علينا كتابا نقرؤه ( تا فرود آورى بر ما كتابى را كه ما بخوانيم آنرا).
شاهد در جمله « نقرؤه » بوده كه صفت است براى « كتابا » و ضمير منصوبى در آن رابطش مىباشد يا مقدّر باشد چه ضمير مقدّر مرفوع فرض شده مانند آنچه در قول ابو العلاء يعنى ثابت قطنه آمده:
|
ان يقتلوك فانّ قتلك لم يكن |
عارا عليك و ربّ قتل عار |
يعنى: اگر آنجماعت بكشتند تو را، همانا كشته شدن تو ننگ و عار نيست و بسا كشته شدنى كه عار و ننگ است.
شاهد در « ربّ قتل عار» است كه قتل موصوف و عار خبر است براى مبتداء محذوف يعنى ضمير مرفوع « هو » كه حذف شده و همين ضمير رابط صفت بموصوف مىباشد.
يا منصوب بوده مانند آنچه در كلام جرير آمده است: