إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٧ - امر ششم
ثم إنّه ربما أورد على الاستدلال بصحّة السّلب، بما حاصله: إنّه إن أريد بصحّة السّلب صحته مطلقا، فغير سديد، و إن أريد مقيدا، فغير مفيد؛ لأنّ علامة المجاز هي صحّة السّلب المطلق(١).
الحقيقة تقدّم دارد، مربوط به جائى است كه مراد متكلّم، مشكوك باشد امّا در موردى كه مراد متكلّم واضح است، حقيقت، تقدّمى بر مجاز ندارد.
(١)- تذكر: سه دليل يا سه وجه- تبادر، صحّت سلب و ارتكاز تضاد بين قائم و قاعد- اقامه نموديم كه مشتق در خصوص متلبّس، حقيقت است.
اشكال: نسبت به دليل دوّم- صحّت سلب- ايرادى شده كه: اگر مقصودتان از صحّت سلب، سلب مطلق باشد، قضيّه سالبه شما كذب است- غير سديد- و چنانچه قضيّه سالبه، مقيّد باشد «فغير مفيد».
توضيح ذلك: زيد، ديروز، متلبّس به ضرب بوده، امروز مىگويند «زيد ليس بضارب» اگر به نحو اطلاق بگويند زيد ليس بضارب، قضيّه مذكور، كذب است به عبارت ديگر، ديروز، زيد، متلبّس به ضرب بوده و امروز انقضى عنه الضّرب، لذا اگر به نحو اطلاق بگويند «زيد ليس بضارب» قضيّه مذكور، صحيح نيست بلكه كذب است امّا اگر بخواهيد قضيّه سالبه را مقيّد نمائيد مثلا بگوئيد «زيد ليس بضارب الآن» در اين صورت، قضيّه شما صادق است امّا «غير مفيد» چون امروز، زيد، عنوان ضاربيّت ندارد بلكه ضاربيّت او به خاطر ضرب ديروز بوده و در نتيجه اگر امروز زيد، عنوان ضاربيّت نداشت- چون ضربى از او صادر نشده- اين مطلب، دليل برآن نيست كه به