إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢٥ - سومين دليل قائلين به اعم - وضع المشتق للاعم
إن قلت: نعم، و لكنّ الظّاهر أنّ الإمام- عليه السّلام- إنّما استدلّ بما هو قضيّة ظاهر العنوان وضعا، لا بقرينة المقام مجازا، فلا بدّ أن يكون للأعمّ، و إلّا لما تمّ(١).
و لو در يك روز، عبادت صنم نمودهاند و همين امر، كافى است كه از احراز مقام رهبرى، محروم باشند.
سؤال: بالاخره وصف و عنوان مذكور به كداميك از دو نحو مذكور، اخذ شده؟
جواب: قرينه و دليلى نداريم كه وصف مزبور به نحو سوّم در آيه شريفه، اخذ شده باشد بلكه جلالت و عظمت مقام خلافت و امامت، قرينه آشكارى است بر اينكه اگر كسى آنا ما داراى عنوان «ظالميّت» باشد به مقام خلافت و زعامت نمىرسد.
خلاصه: استدلال، متوقّف بر اين نيست كه مشتق در اعم، حقيقت باشد بلكه اگر در خصوص متلبّس هم حقيقت باشد، استدلال، تمام و كامل است زيرا امامت، مقامى بس عظيم است كه اگر كسى يك روز يا يك لحظه، عبادت صنم كرده باشد، همين امر كافى براى عدم نيل به مقام رهبرى است و ...
(١)- اشكال: ظاهر استدلال امام (عليه السّلام) اين است كه: به ظاهر آيه، به حسب وضع آن استدلال نمودهاند نه اينكه استدلال به ملاحظه قرينه مقاميّه باشد و لفظ ظالمين، مجازا استعمال شده باشد و امام (عليه السّلام) به معناى مجازى به ملاحظه قرينه، استدلال نموده باشند.
به عبارت ديگر، بنابراين كه اخذ «ظلم» در عنوان حكم، علّت تامه نباشد كه حكم، دائر، مدار آن باشد- وجودا و عدما- بلكه علّت باشد به اين معنا كه مجرّد وجودش كافى باشد و لو در يك لحظه- سابقا- پس لابد عنوان «ظالم» مجازا استعمال شده در ظالمى كه سابقا متلبّس به ظلم بوده و قرينه مقاميّه بر اين معناى مجازى هست بنابراين:
امام (عليه السّلام) به معناى مجازى كه خلاف ظاهر لفظ است استدلال نموده و اين