إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٣ - صحت حمل - عدم صحت سلب
خلاصه: اگر قضيّه حمليّه به نحو حمل اوّلى ذاتى باشد، كشف مىكنيم كه موضوع له لفظ محمول ما همان است كه در قضيّه حمليّه، موضوع قرار دادهايم و چنانچه به نحو حمل شايع صناعى باشد، كشف مىكنيم كه موضوع در قضيّه حمليّه يكى از مصاديق حقيقى محمول است.
نتيجه: يكى از طرقى كه ما را به تشخيص معناى حقيقى راهنمائى مىكند عبارت است از قضيّه حمليّه و صحّت حمل و به عبارت ديگر عدم صحّت سلب.
و يكى از راههائى كه ما را به سوى معناى مجازى هدايت مىنمايد عبارت است از صحّت سلب منتها در صحّت سلب هم، حمل بر دو گونه تصوّر مىشود الف: حمل اوّلى ذاتى ب: حمل شايع صناعى به همان كيفيّتى كه در صحّت حمل بيان كرديم.
قوله «و ان لم نقل بانّ اطلاقه عليه من باب المجاز فى الكلمة ...».
در علم بيان در بحث استعاره- مجازى كه به علاقه مشابهت باشد- بين مشهور و سكّاكى اختلاف نظر است.
مشهور مىگويند اگر كلمه اسد را در رجل شجاع استعمال كنيد مجاز در كلمه و مجاز در تعبير به كار بردهايد امّا سكاكى معتقد است كه در اين قبيل موارد، مجاز در كلمه تحقّق ندارد و تصرّفى در كلمه اسد و استعمال اسد نمىكنيم بلكه اسد را در معناى حقيقى خودش استعمال مىكنيم منتها آن معنا را بر حسب ادّعاء، توسعه مىدهيم و كلمه اسد را در حيوان مفترس استعمال مىنمائيم به اين ترتيب كه مىگوئيم دو نوع حيوان مفترس داريم يك قسم آن در جنگلها زندگى مىكند كه از افراد حقيقيّه حيوان مفترس است و نوع ديگرى هم وجود دارد كه ادّعاء جزء معناى اسد و ماهيّت اسد قرار مىدهيم كه آنهم مصداق براى معناى حقيقى اسد است لذا طبق بيان سكّاكى در يك امر عقلى تصرّف مىكنيم و معناى حقيقى را ادّعاء توسعه مىدهيم و در لفظ اسد هيچ