إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٩ - صحت حمل - عدم صحت سلب
و بشر- هنگامى كه بشر را بر انسان حمل مىكنيم-
تذكّر: در مواردى كه اتّحاد مفهومى موجود است، لا محاله اتّحاد ماهيّتى و اتّحاد وجودى هم تحقّق دارد مانند مترادفين- ما يفهم من كلمة الانسان عين ما يفهم من كلمة البشر-
ب: اتّحاد ما هوى: گاهى موضوع و محمول، اتّحاد مفهومى ندارند بلكه از نظر ماهيّت، متّحد هستند و شايد از نظر مفهوم، بين آن دو، مغايرت باشد مثلا شما در علم منطق در تعريف انسان مىگوئيد «الانسان حيوان ناطق» در اين صورت، شما ماهيّت و جنس و فصل انسان را بيان مىكنيد و الا مفهوم انسان با مفهوم «حيوان ناطق» مغايرت دارد، البتّه، نه مغايرت، به معناى منافات بلكه مقصود اين است كه وقتى شما كلمه انسان را مىشنويد «حيوان ناطق» به ذهن شما خطور نمىكند يا اينكه اگر «حيوان ناطق» را بشنويد كلمه انسان به ذهن شما نمىآيد و شاهدش هم اين است كه اگر شما بين مردم بازار و عرف كه منطق نخوانده و از ماهيّت انسان اطلاع ندارند، عنوان «انسان» يا «حيوان ناطق» را اطلاق كنيد آنها از دو عنوان مذكور، يك شىء، استفاده نمىكنند. البتّه همانطور كه گفتيم ماهيّت انسان، همان «حيوان ناطق» است كه جنس آن «حيوان» و فصلش «ناطق» است.
يادآورى: اگر از نظر ماهيّت، بين دو چيز، اتّحاد برقرار بود، لا محاله از نظر وجود هم متّحد هستند و نمىشود بين دو شىء، اتّحاد ماهوى موجود امّا اتّحاد وجودى مفقود باشد. انسان و «حيوان ناطق» از نظر وجود كاملا متّحدند، هر فردى عنوان انسان پيدا كند، عنوان حيوان ناطق را هم دارا مىباشد.
ج: اتّحاد وجودى: گاهى بين موضوع و محمول، نه اتّحاد ماهوى برقرار است و نه اتّحاد مفهومى بلكه وجودا بين آن دو، اتّحاد هست مانند «زيد ابيض» و «زيد عالم»