إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣٥ - ثمره ثبوت حقيقت شرعيه و عدم ثبوت آن
اختصار بيان كردهاند ولى ما اكنون به نحو مبسوط آن را بيان مىكنيم.
١- بعضى خواستهاند به اصالت تأخّر استعمال، تمسّك نمايند و نتيجه بگيرند كه استعمال و خطاب «صلّ عند رؤية الهلال» بعد از ثبوت حقيقت شرعيه بوده و در نتيجه خطاب مذكور را بايد بر معناى شرعى حمل نمود.
اكنون بايد بررسى كنيم تا مشخّص شود كه تمسّك به اصل مذكور، صحيح است يا نه و لذا به طرح دو سؤال مىپردازيم.
الف: اصالت تأخّر استعمال- تأخّر حادث- به چه كيفيّت دلالت مىكند كه خطاب مذكور را بايد بر معناى شرعى حمل نمود؟
ب: اصل مذكور، يك اصل عقلائى است يا شرعى؟
اگر بگوئيد اصل مزبور يكى از اصول عقلائيّه است مفهومش اين است كه:
اگر ما يقين به حدوث حادثى داشته باشيم امّا در تقدّم و تأخّر آن شك داشته- مثلا مىدانيم زيد از مسافرت آمده و اصل حدوث و آمدن از سفر، مسلّم است ولى نمىدانيم دو روز قبل آمده يا دو روز بعد- در اين صورت، عقلاء از اصالت تأخّر حادث، كمك مىگيرند و بنا مىگذارند كه آن حادث مسلّم الحدوث، متأخّرا حادث شده و در لحظات بعدى وجود پيدا كرده است.
در محل بحث: استعمال و خطاب «صلّ» را داريم كه مسلّما اين حادث، حدوث پيدا كرده و استعمال تحقّق پيدا كرده است امّا در تقدّم و تأخّر آن شك داريم و نمىدانيم قبل از ثبوت حقيقت شرعيّه، حادث شده يا بعد از آن در اينگونه موارد، عقلاء طبق قاعده كلّيّه اصالت تأخّر حادث، حكم مىكنند كه استعمال، چون يك امر حادثى است بعدا به وجود آمده پس استعمال مذكور را بر معناى شرعى حمل مىكنيم نه معناى لغوى.
سؤال: آيا واقعا عقلاء به چنين اصلى اعتناء مىكنند؟