إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥ - چه نسبتى بين موضوعات مسائل و بين موضوع كلى علم وجود دارد
آيا در قسم سوّم و در مثال مذكور، ناطقيّت از ذاتيّات حيوان است يا اين كه عرض انسان است؟
واضح است كه عرض انسان مىباشد و نسبت بين آن دو، اين است كه عارض، اخص از معروض و معروض اعم از عارض است.
تذكّر: همانطور كه مرحوم مشكينى هم اشاره كردهاند در سه قسم مذكور، هيچگونه واسطهاى مطرح نيست.
امّا در مواردى كه واسطه داخليّه، مطرح است: در صورتى كه واسطه، داخليّه باشد فقط دو قسم تصوّر مىشود زيرا واسطه داخليّه يا جنس است يا فصل و شقّ سوّمى ندارد به عبارت واضحتر:
اگر واسطه داخليّه، جنس باشد طبعا اعم مىشود و اگر فصل باشد، طبعا مساوى مىشود و نمىتوان تصوّر نمود كه چيزى به واسطه داخليّهاى كه آن واسطه، جزئيّت داشته باشد و در عين جزئيّت، اخص هم باشد، چنين چيزى تصوّر نمىشود زيرا چيزى كه جزئيّت دارد يا جنس است يا فصل و معقول نيست كه چيزى جزئيّت داشته باشد و در عين حال، اخص باشد پس وقتى واسطه، داخليّه هست دو فرض مىتوان تصوّر نمود كه:
١- چيزى به واسطه داخليّه اعم، عارض معروض شود مثل اينكه چيزى به عنوان اينكه انسان، حيوان است عارض انسان شود، مانند حساسيّت و تحرك بالاراده كه اگر عنوان عرضى داشته باشد، عروضش براى انسان به واسطه جنس است كه آن جنس، عبارت از حيوانيّت است.
٢- امّا اگر چيزى به واسطه فصل بر انسان، عارض شود، گفتيم به نحو تساوى خواهد بود. مثال: اگر ناطق، ارتباطى به تكلّم داشته باشد و معناى خودش تكلم نباشد، تكلّم