إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤ - موضوع علم اصول چيست
السّلام» به وسيله خبر ذو الترجيح، ثابت مىشود و ...
ايراد مصنّف «ره»: چنانچه شما در باب حجّيّت خبر واحد، صورت مسئله، موضوع و محمول را هم تغيير دهيد و موضوع را قول، فعل و تقرير معصوم «عليه السّلام» قرار دهيد، مشكلى حل نخواهد شد و سؤال ما از شما- شيخ اعظم «ره»- اين است كه:
شما كه مىگوئيد «قول المعصوم هل يثبت بخبر العادل» مقصودتان از ثبوت چه نوع ثبوتى هست؟
تذكّر: ثبوت بر دو نوع است: الف: ثبوت واقعى و حقيقى كه مفاد «كان» تامّه هست و نيازى به خبر ندارد مثلا معناى جمله «كان زيد» عبارت از وجد زيد و ثبت زيد مىباشد يعنى زيد، وجود و حقيقت دارد و او معدوم نيست.
ب: ثبوت تعبّدى: معنايش اين است كه انسان، موظّف است برطبق آن، عمل نمايد خواه واقعيّت داشته باشد يا نه.
مرحوم آقاى آخوند كانّ از شيخ اعظم «قدّس سرّهما» سؤال مىكنند كه وقتى شما چنان قضيّهاى- قول المعصوم هل يثبت بخبر العادل ام لا- ترتيب مىدهيد، آيا مقصودتان ثبوت واقعى است يا ثبوت تعبّدى؟
اگر منظورتان ثبوت واقعى باشد، اعتراضى به شما نداريم و شما بحث كنيد كه قول معصوم «عليه السّلام» با خبر زرارة، ثابت مىشود يا نه امّا اشكال ديگرى توليد مىشود كه:
مثلا ما موضوع علم را چنين تعريف كرديم كه «ما يبحث فيه عن عوارضه الذّاتية ...» اكنون پرسش ما اين است كه:
آيا بحث از وجود و عدم را مىتوان بحث از عوارض، نام گذاشت و شما كه بحث