إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣ - امر دوم وضع الفاظ
اينك به توضيح امر دوّم مىپردازيم:
تعريف وضع: واضح است كه به لفظ «موضوع» و به معنا «موضوع له» مىگوئيم امّا معناى وضع چيست؟
آيا وضع، معناى مصدرى دارد يا معناى اسم مصدرى؟
آيا وضع به معناى «وضع كردن»- مانند «ضرب» به معناى زدن- است يا اينكه وضع، به عمل واضع ارتباطى ندارد بلكه يك خصوصيّتى است كه بين لفظ و معنا وجود دارد؟
به عبارت ديگر: آيا وضع، عبارت است از «تخصيص اللفظ بالمعنى» كه يكى از صفات قائم به واضع است. يعنى واضع، لفظى را به معنائى تخصيص مىدهد؟ يا اين كه تعريف وضع عبارت است از: «اختصاص اللفظ بالمعنى ...». يعنى وضع، يك نحوه، اختصاص لفظ، نسبت به معنا است- طبق تعريف اخير، وضع از صفات لفظ است-
مصنّف، وضع را چنين تعريف كردهاند: «اختصاص اللفظ بالمعنى و ارتباط خاص بينهما ناش من تخصيصه به تارة و من كثرة استعماله فيه اخرى».
وضع، يك نحوه اختصاص و ارتباطى است كه بين لفظ و معنا وجود دارد.
سؤال: منشأ پيدايش ارتباط مذكور چيست؟