إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٨ - امر دوم
اگر در موردى ترديد كرديم كه آيا فلان شىء مثلا در تأثير بيع، معتبر است يا نه فرضا شك كرديم كه آيا عربيّت در صيغه بيع و نكاح شرعا اعتبار دارد يا نه در اين صورت مىتوانيم به اطلاق «أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ» تمسّك كنيم يا نه.
مانعى از تمسّك به اطلاق «أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ» وجود ندارد.
در باب الفاظ عبادات گفتيم صحيحىها نمىتوانند به اطلاق تمسّك نمايند امّا در محلّ بحث، مانعى از تمسّك به اطلاق خطاب- در صورت تماميّت مقدّمات حكمت- وجود ندارد زيرا:
طبق مبناى صحيحىها مقصود از بيع كه در آيه شريفه، موضوع قرار داده شده، بيع صحيح است امّا صحيح عند العرف يعنى هر چيزى كه نزد عرف، عنوان بيع صحيح داشته باشد، شارع مقدّس آن را امضاء نموده.
اشكال: شما در بحث قبل گفتيد گاهى بين مصاديق شرعى و عرفى اختلاف هست امّا اينجا بيع صحيح عرفى را مطرح كرديد و ...
جواب: بيع و نكاح- و ساير الفاظ معاملات- از الفاظ عرفى هستند اگر فردى غير از شارع، لفظ بيع را در كلامش استعمال نمايد شما مىگوئيد مقصود، بيع صحيح عرفى است. شارع مقدّس هم در استعمال الفاظ مذكور، مانند ساير مردم است و همان الفاظ عرفى را استعمال كرده، لغات جديد و وضع خاصّى در باب الفاظ معاملات ندارد لذا هركجا كه عنوان بيع صحيح عرفى تحقّق داشت- مثلا بيعى به لغت فارسى واقع شد امّا