إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥٦ - آيا تنظير و تشبيه مفوضه، صحيح است
اراده كند و ساختمان بوجود آيد.
شما با عناوينى از قبيل مقتضى، شرط و عدم المانع كاملا آشنا هستيد چيزى كه در شىء ديگر، اثر مىكند، گاهى اثرش به نحو مقتضى است مانند نار در حرارت البتّه بايد شرائط، موجود و موانع، مفقود باشد ضمنا عنوان چهارمى هم به نام «معد» داريم كه چندان نقشى ندارد. و كانّ مانند مصلحى است كه بين دو نفر آشتى و صلح ايجاد مىكند «معد» گويا علّت را به جانب معلول هدايت مىكند و كمارزشترين اشياء و عناوين در حصول يك شىء مىباشد زيرا آنچه در معلول و حصول شىء، اثر دارد، در رتبه اوّل، مقتضى و سپس شرط و بعد از آن عدم المانع و در پايان، معد است. امّا نفس «معد» چندان كارائى و نقشى ندارد.
بنّاء، نسبت به ساختمان هم چنان نقشى را دارد يعنى:
يك ساختمان، نياز به مواد و اشيائى از قبيل، آجر، آهن سيمان و امثال آنها دارد كه هركدامش در يك قسمت و يك مكان، وجود دارد، بنّاء، اشياء متفرقه را گردآورى كرده و با طرح خاصّى بين آنها ارتباط و نسبت برقرار كرده و ساختمان را متشكّل مىنمايد.
او اصلا خالق ساختمان نيست و چنانچه كسى بگويد خداوند، جهان هستى را خلق نموده و فلان معمار، خالق فلان ساختمان هست، عقلاء و عرف، اين مطلب را نمىپذيرند و تقبيح هم مىكنند.
با توضيحات مذكور براى شما مشخّص شد كه نمىتوان تنظير و تشبيه مفوّضه را پذيرفت.
نتيجه: تمام موجودات جهان- غير از خالق هستى- ممكن الوجود هستند و نسبت ممكن الوجود با وجود و عدم، مساوى و براى هميشه حقيقت و امكان وجودش ثابت است و در هر لحظهاى نياز به علّت دارد و فرقى بين حدوث و بقاء براى آنها تصوّر نمىشود و در مقام تنظير مىتوان خداوند و جهان هستى را با خورشيد و نور شمس،