إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥٤ - نقد و بررسى كلام مفوضه
است؟
جواب:- نكته بحث همينجاست كه مفوّضه دچار اشتباه شدهاند- بعد از آنكه علّت مرجّحهاى تحقّق پيدا كرد و لباس وجود را بر او پوشاند، باز هم آن شىء، ممكن الوجود است و معنا ندارد كه يك شىء، ماهيّت خود را از دست بدهد و اينكه گاهى فلاسفه از ممكن الوجودى كه موجود شده، به «واجب الوجود» تعبير كردهاند، آنها قيدى هم برآن افزوده و گفتهاند «واجب الوجود بالغير» يعنى چيزى كه به واسطه علّت وجوب وجود پيدا كرده، بهسبب افاضه علّت، حتمى الوجود شده و الا اگر انسان، ذات و حقيقتش را ملاحظه كند، متوجّه مىشود كه چه در حالت وجود و چه در حالتى كه معدوم باشد، ممكن الوجود هست پس:
قسم سوّم- ممكن الوجود- هم در برابر آن دو قسم است و حقيقت تمام اقسام ثلاثه، ثابت و غير متغيّر است.
با توجه به مقدّمات مذكور:
سؤال: آيا مىتوان گفت ممكن الوجود در حدوثش محتاج به علّت است امّا در بقاء نيازى به علّت ندارد؟
جواب: بين حدوث و بقاء چه فرقى است و به عبارت ديگر:
چرا او در حدوث، نياز به علّت داشت؟ چون ممكن الوجود بود.
آيا در بقايش ممكن الوجود نيست؟
پاسخ سؤال مذكور، مثبت است زيرا حقيقت اشياء و مفاهيم، تغييرپذير نيست همانطور كه حقيقت دو قسم ديگر، تغييرپذير نيست، واقعيّت قسم سوّم- ممكن الوجود- هم قابل تغيير نيست زيرا نسبت او به وجود و عدم علىالسّويه هست لذا ممكن الوجود در هر لحظه محتاج به علّت مىباشد و بين حدوث و بقاء، كوچكترين فرقى